((لیلا)) سلام به همه دوستای عزیزی که ما رو فراموش نکردن
وگاهی میان سراغمون راستش یه اتفاق بدی افتاده….
البته برای من بده نه برای شما دوستای خوب
قراره محمود و ببرن سربازی واین برای من خیلی بده
تو این چند وقت هم که نبودیم سراغ کارای محمود بودیم بلکه معاف بشه
با تمام دوندگیهامون باید سه ماه آموزشی رو بره

ومن باید سه ماه از محمود دور باشم
















((محمود))سلام به همه رفیقا ی دوست داشتنی خودم

راستش منم خیلی ناراحتم ولی چه کنیم 

آش کشک خاله است بخوری پاته نخوری پاته اول و آخر باید بریم

حالا ما فقط آموزشی میریم
درسمون و تموم کردیم واجب شده باید بریم
به خاطر همین ما تا سه ماه آپ نمی کنیم

چون ما همیشه همه کارا رو باهم انجام میدیم
ولی سراغتون می آییم اطمینان داشته باشید
ما نمی خوایم دوستای عزیزی مثل شما رو از دست بدیم 

پس از طرف هر دو مون میگم مارو فراموش نکنید
فقط ما رو تو گوشه ای از ذهنتون نگه دارید

چون دوباره بر می گردیم 

به جای من لیلا میاد سراغتون فقط تنهاش نزارید
واین آخرین آپ رو تقدیم میکنم به عشق اول و آخرم و تمام زندگیم:


یه روزی ازاین روزای رنگا رنگ دنیا شد پیش چشمای من قشنگ
دست تقدیر وخدای سرنوشت اسم اون گل من و از سر نوشت
با حضور این پری قصه ها دیگه لبخند می زنم به غصه ها
قربون قد و بالات ناز وعدات عسلم غم و نبینم تو چشات
خونه خاموش نشه روزی از صدات همه دنیا فدای اون خنده هات
وقتی دستا ت وتودستام می گیرم همه دنیا رو رنگین می بینم
گیسوهای خوشگلت رو می بافم دلم و به تار زلفات می بازم
مهتاب وفرش اتا قت می کنم گل خورشید و چراغت می کنم
می زارم ستاره رو تو دست تو عزیزم بخند شیرین لب تو
میخوام رو بال ابرا رنگین کمون بسازم
برات یه آشیونه تو آسمون بسازم
میخوام فرشته ها رو رو شونه هات بشونم
اشکای چشمات بشم رو گونه هات بمونم
ای تو همه وجودم عشقم و تار و پودم
تو بودی احساس من شعری اگه سرودم
تو آیینه نگاهت من خودم وشناختم
دنیام و تازه دیدم تا به تو دل باختم
شبی که بی تو تنهام ابریم و می بارم
به عشق رویای تو پلکام و رو هم می زارم
میخوام اگه نباشی آفتاب دیگه نباشه
ستاره ها بمیرن ماه دیگه بیرون نباشه
بدون تا زنده هستم به پای تو می مونم
تا نفس توسینه هست از عشق تو می خونم
|
+| نوشته شده توسط
محمود و لیلا در شنبه چهاردهم مهر 1386
|